لحظــــــــــــــــــــــــا ت وداع .... :

مولای من ،حسیـــــــــــــن جان :

در آن نیم روز عاشورا  ای مسیح دین  بغض نگاه خسته ی تو مانند سنگ شیشه ی قلب مراشکست....

مولای من درآن نیم روز عاشورا چه کرده ای وچه عظمتی را آفریدی که تا دنیا وتا ابـــــد باقی خواهد ماند....

 اگر ابراهیم ؛اسماعیل خود را به قربانگاه برد مولای من ، تواسماعیل های خود را قربانی کردی .....

وخودت  هم در باران متواتر فولاد بریده بریده افشا شدی ، درس بزرگ ایثار، غیرت ،مردانگی، شجاعت تورا درهیچ مکتبی نمی توان یافت.....

 وقتی که بین خیمه گاه ولشکر   تمام دنیای صبر وایثاروشهامت ایستاد ، گرد اورا پروانه های حرم جمع شدند....

می خواست  آخرین لحظات خداحافظی را به جا آورد ، هیچ کس به غیر تو ای مولای ما وفرزند بیمارت در خیمه گاه نیست .....ما را به دست چه کسی  خواهی سپرد؟؟؟؟؟؟

وقتی که غیرت خدا نگرانی واظطراب را در چشمان پروانه های حرم دیــــــــــــد ، روبه زینب (س)کرد وفرمود :  سپردم من کاروان عشق وایثاررا به تو ای خواهرم ..........                                              سرنی ؛در نینوا می ماند اگر زینب نبود......

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

الــــــــــتماس دعــــــا : م / حسینی

/ 1 نظر / 24 بازدید