انتخاب نهم ، فرصت ها ، چالش ها ، وظیفه کاندیدا ها و نخبگان :

این انتخابات در شرایطی برگزار می گردد که جمهوری اسلامی ایران با پیمودن مسیر مقاومت و پایداری در برابر فشارهای نظام سلطه، به قدرت برتر منطقه استراتژیک خاورمیانه تبدیل شده و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران مسایل بین المللی، در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت موثر جهانی است.
 موفقیت ها و پیشرفت های جمهوری اسلامی از یک طرف در داخل در مهار و مقابله با فتنه 1388  و شکست ها و ناکامی های آمریکا و متحدین او در منطقه خاورمیانه از طرف دیگر و برخی دیگر از کشورهای غربی را نسبت به تحولات سیاسی منطقه و جهان در آینده نگران ساخته است.
تحولات اخیر و بیداری اسلامی در منطقه با الهام ازانقلاب اسلامی در حال به ثمر رسیدن است. این تحولات به زعم بسیاری از صاحبنظران روز به روز بر عمق استراتژیک ایران در منطقه و جهان افزوده  است و سیاست های یکجانبه گرایی متکی بر قدرت نظامی آمریکا را در منطقه با شکست کامل مواجه ساخته است.
سال 1388، که سال برگزاری انتخابات ریاست جهوری درایران بود . راهبرد غربی ها تاثیرگذاری بر فرآیند و نتایج انتخابات متناسب با منافع غرب تعریف شده بود. در داخل ایران، متاسفانه نتایج انتخابات توسط دو نفر از کاندیداها پذیرفته نشد و پس از اعلان نتایج انتخابات با القاء تردید و شبهه در سلامت انتخابات، مانور جمعیتی و لشکرکشی خیابانی در مقابله با نظام شکل گرفت. و کشور را برای چندین ماه درگیر فتنه ای پیچیده با طراحی و حمایت دولت های خارجی نمود که با یاری خدای متعال و رهبری و مدیریت هوشمندانه مقام معظم رهبری مد ظله العالی و بصیرت و اقدام ملت ایران فتنه مهار و شکست خورد.
چالش های سیاسی – امنیتی بوجود آمده در انتخابات سال1388 از یک طرف و موفقیت جمهوری اسلامی در مقابله و مهار آن چالش ها دشمن را به این باور رسانده که همچنان نتایج انتخابات در ایران برای کشورهای غربی هم متفاوت ارزیابی شد. بر همین اساس می توان گفت، نتایج انتخابات نهم  مجلس شورای اسلامی برای پیشبرد آرمان ها و اهداف انقلاب اسلامی همچنین استمرار حرکت بیداری اسلامی، پایداری و ایستادگی در برابر زیاده خواهی و فشارهای غرب در موضوعاتی چون مسئله هسته ای و دفاع از حقوق ملت مسلمان و مظلوم فلسطین می تواند متفاوت باشد.
همانگونه که مقام معظم رهبری در ارتباط با این انتخابات فرمودند:
" امسال ما در آخر سال، انتخابات را داریم. انتخابات همیشه در کشور ما تا حدودى یک حادثه‌ى چالش‌برانگیز است. اگرچه در مقایسه‌ى با انتخابات هائى که در بعضى از کشورهاى دنیا چه کشورهاى به اصطلاح پیشرفته، و چه بعضى از کشورهاى دیگر برگزارمی شود، که تویشان چه خباثت ها، چه خیانت ها، چه درگیرى‌ها، حتّى چه کشت و کشتارها اتفاق مى‌افتد، بحمدالله این حوادث در کشور ما نیست، اما بالاخره یک چالشى است؛ مردم را متوجه می کند. مراقب باشید این چالش به امنیت کشور صدمه نزند.
انتخابات که مظهر حضور مردم است، مظهر مردم‌سالارى دینى است، باید پشتوانه‌ى امنیت ما باشد. نباید اجازه داد که این چیزى که ذخیره‌ى امنیت است، پشتوانه‌ى امنیت است، به امنیت ما صدمه وارد کند. دیدید، حس کردید، از نزدیک لمس کردید آن وقتى را که دشمنان میخواهند از انتخابات علیه امنیت کشور سوء استفاده کنند. باید همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سیاسى، کسانى که میتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند یک نعمت الهى پاسدارى کنند."(خطبه نماز عید فطر 1389)
 
در این چارچوب ضرورت دارد شرایط محیط داخلی و خارجی در آستانه انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی به شیوه ای روشمند و عمیق توسط صاحبنظران بررسی قرار گیرد. چالش های احتمالی و آسیب پذیری های امنیتی آن انتخابات را پژوهشگران پیش بینی و مورد توجه قرار دهند. برای بهره گیری از این فرصت پیش رو که نمایش مردم سالاری دینی در کشور است، بعنوان پشتوانه نظام همچون گذشته اندیشه ورزی شود.
 
2- کارکردهای انتخابات
انتخابات در کنار دیگر ساز و کارهای مشارکت شهروندان به صورت انفرادی یا جمعی، گروهی یا صنفی، همچنان به عنوان بارزترین و قابل اندازه گیرترین نوع مشارکت افراد در عرصه سیاسی است(خداوردی، 1384 :37)
شرکت در انتخابات عام ترین، سهل ترین و کم هزینه ترین نوع مشارکت سیاسی است و یکی از معیارهای مناسب برای کشف میزان مشارکت سیاسی مردم می باشد و تا حدودی انگیزه ها و عوامل تشدید کننده مشارکت، را در عرصه فعالیت های سیاسی نشان می دهد. یکی از مهم ترین کارکردهای انتخابات، قاعده مند کردن انتقال قدرت سیاسی از گروهی به گروه دیگراست. فقدان قاعده ای برای انتقال و توزیع قدرت سیاسی و مسئولیت اداره جامعه، پیامد سیاسی گوناگونی به دنبال می آورد. کسب قدرت از راه انتخابات، ضمن دارا بودن مقبولیت لازم از سوی مردم، مسالمت آمیزترین شیوه در دستیابی به قدرت سیاسی است.
 
انتخابات زمینه های لازم را برای گردش نخبگان فراهم می سازد. سازماندهی انتخابات واقعی، مشارکت و گسترش رقابت سیاسی بین گروه های مختلف سیاسی- اجتماعی، بستری مناسب برای رقابت تشکل های موجود در جامعه به وجود می آورد و حتی شرایط و زمینه های لازم را برای ظهور گروه های جدید سیاسی- اجتماعی فراهم می سازد.
بر این اساس، انتخابات، به مثابه عرصه مبارزه در رقابت گروه ها، تشکل ها، اندیشه ها، طرح ها و دیدگاه ها، از طرفی با بسط علایق سیاسی در بین آحاد مردم آنها را به حقوق سیاسی خودشان آشنا و باور شهروندان را به رعایت ارزش های مردم سالارانه تقویت می کند و از طرف دیگر، رقابت مسالمت آمیز بین گروه های سیاسی نهادینه می کند و موجب تقویت آنها می شود. درتبیین کارکردهای ویژه انتخابات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. انتخابات ابزاری است که به وسیله آن می توان اراده شهروندان را در شکل گیری نهادهای سیاسی دخالت داد.
 
2. مردم ضمن رأی دادن، به عنوان اقدامی حقوقی- سیاسی، در حقیقت با برگزیدن نماینده یا نمایندگان خود در اداره امور سیاسی جامعه مشارکت می کند.

3. از طریق انتخابات اعضای جامعه به صورت مستقیم و غیرمستقیم در شکل دادن به سیاست عمومی مداخله می کنند.
 
4. بارزترین و قابل اندازه گیری ترین نوع مشارکت مردم در عرصه سیاسی به شمار می آید.

5. پایه های اجتماعی قدرت سیاسی را نشان می دهد.

6. انتخابات قدرت نرم نظام را در بسیج سرمایه اجتماعی به نمایش می گذارد.

7. ملاک خوبی برای ارزیابی توزیع قدرت در جامعه است.

8. ملاک خوبی برای ارزیابی میزان علائق و اعتماد مردم به نظام است.

9.بررسی انتخابات و مشارکت انتخاباتی به خوبی چگونگی رابطه متقابل جامعه و دولت را به نمایش می گذارد.
 
3- اهمیت و جایگاه انتخابات در جمهوری اسلامی
اولین نشانه مردم سالار بودن انقلاب اسلامی، حضور همه جانبه اقشار مختلف مردم در انقلاب بود. انقلاب اسلامی بر خلاف بسیاری از انقلاب های مشهور قرون جدید که با مبتنی بر منافع طبقاتی شکل گرفته اند و یا توسط بخش خاصی از جامعه هدایت و حمایت شده اند و اهداف خاص قشری، طبقاتی، فرقه ای را هدف قرار داده اند؛ نهضتی بود که اهداف خود را منافع همه اقشار، طبقات و توده های ملت با همه اعتقادات و گرایش های مذهبی قرار داده بود و به دنبال شکل گیری نظامی بود که تمامی مردم ایران در آن از حقوق اولیه انسانی برخوردار باشند. انقلاب اسلامی با این اهداف توانسته بود که اقشار مختلف جامعه را به صحنه مبارزه با رژیم کشانده و همه مردم را همراه نماید. به همین خاطر انقلاب اسلامی را بی شک می توان بزرگترین انقلاب مردمی عصر حاضر نامید.
انتخاب مستقیم یا غیر مستقیم مسئولین نظام سیاسی به عنوان یکی از مهم ترین معیارهای حاکمیت مردم مورد توجه  قرار گرفته است. مسئولین نظام جمهوری اسلامی از همان ابتدای امر از طریق انتخاب مردمی روی کار آمده و این روند در طی سه دهه از عمر این شجره طیبه ادامه یافته است و تقریباً هر سال شاهد برگزاری انتخابات و حضور با شکو ه مردم در آن بوده ایم. در این میان همه ارکان نظام به طور مستقیم و یا غیرمستقیم از طریق رأی ملت برگزیده شده اند و جایگاهی نیست که مردم در قدرت یابی آن نقشی نداشته و از دایره نظارت و کنترل مردمی خارج مانده باشد و از این جهت نظام جمهوری اسلامی را می توان در بالاترین سطح نظام های انتخابی جهان قرار داد.
 
رهبر معظم انقلاب اسلامی به این حقیقت اشاره دارند:
«نظام جمهوری اسلامی به معنای حقیقی کلمه، نظام مردم سالار و متکی به مردم است. شما ببینید هر سالی تقریباً یک انتخابات. کشوری با شصت، هفتاد میلیون جمعیت، هر سال یک انتخابات در همه شوؤن، از رهبری نظام گرفته تا رئیس جمهور، تا نمایندگان و تا شوراها. مردم اینها را انتخاب می کنند و اینها با انتخاب مردم سرِکار می آِیند.»
 انتخابات در ایران ویژگی های خاص و منحصر به فردی نیز دارد، به طوری که انتخابات در ایران معنایی بیش از انتخاب شدن و انتخاب کردن دارد. برخی از این ویژگی ها عبارت است:
1.     در جمهوری اسلامی ایران به دلیل ویژگی ها و شرایط منحصر به فرد انقلاب اسلامی و دشمنی و خصومت ذاتی قدرت های استکباری، در پس مشارکت سیاسی مردم به طور کاملاً آگاهانه، همواره این هدف دنبال می شد که توطئه ها و دشمنی های غرب و به ویژه با سردمداری آمریکا را در پرتو برگزاری انتخابات خنثی سازند. بنابراین پیام انتخابات در ایران نشانه ای از مشارکت سیاسی مردم و کارآمدی الگوی مردم سالاری دینی است که  بر کاهش تهدیدات خارجی موثر است.
 
2.     دشمنان انقلاب اسلامی به عنوان بخشی از راهبرد فروپاشی از درون، تلاش می کنند به عنوان یک فرصت بر انتخابات ایران تاثیر بگذارند و آن را به چالش بکشانند. تجربه انتخابات 1388 نمونه ای از آن است.

3.     انتخابات در ایران نمایش حضور مردم در عرصه های مختلف کشور است. اعتماد ملی، انسجام و علائق مردم به نظام را در داخل کشور به نمایش می گذارد. بنابراین برای پیشبرد اهداف نظام انتخابات پشتوانه ای جدی است.
 
4.      برگزاری انتخابات متعدد، انتخاب آحاد مسئولان نظام به طور مستقیم و یا غیر مستقیم از طریق انتخابات و تقریبا به طور متوسط هر سال یک انتخابات در جمهوری اسلامی، سومین ویژگی انتخابات در ایران است.
 
5.     دسته بندی های سیاسی از یک طرف و عدم تعمیق تحزب گرایی صحیح از طرف دیگر، باعث ایجاد مخاطرات و چالش های زیادی برای کشور و مردم به ویژه همزمان با برگزاری انتخابات شده است.

6.     به جرأت می توان گفت مردم ایران احساس مثبت و بسیار خوب از  برگزاری انتخابات دارند، و تاکنون فعالانه در سرنوشت کشور مشارکت داشته و یکی از مهم ترین و جدی ترین عرصه مشارکت سیاسی خود را انتخابات می دانند.
 
4- اهمیت، وظائف و اختیارات مجلس شورای اسلامی
مجلس شورای اسلامی رکن اصلی قوه مقننه در نظام جمهوری اسلامی ایران است که از نمایندگان منتخب مردم تشکیل شده و مصوبات آن در صورت تأیید شورای نگهبان برای اجرا به قوه مجریه ایران و قوه قضائیه ابلاغ خواهد شد.( اصل 58 قانون اساسی) در میان انواع انتخاباتی که در جمهوری اسلامی ایران برگزار شده است، یکی از مهم ترین عرصه های مشارکت سیاسی مردم ایران  انتخابات مجلس شورای اسلامی است.
بی شک این انتخابات یکی از مهم ترین فعالیت ها در عرصه سیاسی کشور است که تاثیرات آن در حوزه های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی قابل بررسی و دقت نظر می باشد. به طور کلی این اهمیت و تاثیرگذاری را از دو جهت می توان بررسی نمود.
 
اول: نفس برگزاری انتخابات با آثار قابل توجه آن در مشارکت سیاسی و نمایش مردم سالاری.
دوم: انتخاب بیش از 300  نماینده برای مهم ترین جایگاه قانون گذاری برای مدت چهار سال.
 
براساس اصول قانون اساسی مهم تریت وظایف و اختیارات مجلس شورای اسلامی عبارت است:
1.       وضع، شرح و تفسیر قوانین عادی در عموم مسایل کشور.( اصول 71 و72)
2.       حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور.( اصل 76)
3.       تصویب عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، قراردادها و موافقت‌نامه‏‏های بین‌المللی. اصل77)
4.       تصویب گرفتن و دادن وام یا کمکهای بدون عوض داخلی و خارجی از طرف دولت.( اصل 80)
5.       تصویب استخدام کارشناسان خارجی در موارد ضرورت.( اصل 82)
6.       حق سئوال از رییس جمهور و وزیران.( اصل 86)
7.       استیضاح هیأت وزیران یا هر یک از وزیران.( اصل 89)
8.       رای اعتماد به وزیران پیشنهادی دولت.( اصل 85)
9.       استیضاح و رأی به عدم کفایت رییس جمهور.( اصل 89)
10.    مرجع رسیدگی به شکایات مردم از سایر قوا. ( اصل 90)

5- چالش های امنیتی انتخابات قبلی
به باور بسیاری از تحلیل گران سیاسی ، انتخابات 22 خرداد 88 ریاست جمهوری ایران ، انتخاباتی شگفت انگیز ، کم نظیر و پر اهمیت بود. چه، درآن انتخابات حدود 85 درصد از ایرانیان با رفتن به پای صندوق های رای در آغاز چهارمین دهه انقلاب خویش، همانند انتخابات 12 فروردین سال 58، دگرباره « مقبول و مردمی » بودن نظام جمهوری اسلامی ایران را به نمایش گذاشتند.
« شگفت انگیز» بودن انتخابات 22 خرداد به ویژه از آنرو بود که سه دهه پس از وقوع انقلاب اسلامی اغلب ایرانیان داخل و خارج کشور، اعم از هر قشر و مذهب و گروه وقوم ودسته ای، نشان دادند که گذشت زمان و فزونی فاصله زمانی از وقوع انقلاب اسلامی و از برگزاری اولین همه پرسی نظام در سی سال پیش، نه تنها آنها را از شرکت در کنش های سیاسی و انتخاباتی خسته ننموده است ،بلکه تمایل و رغبت آنان را برای انجام چنین کنش هایی مضاعف ساخته است. نیازی به حجت نیست که چنین کنشی از نظر بسیاری از چامعه شناسان و تحلیل گران سیاسی – اجتماعی ، می تواند « مشروعیت » و « مقبولیت » نظام سیاسی حاکم را دو چندان سازد. چه، غالب شهروندان جامعه، بدون هیچ فشار و اجباری واز سر رغبت و اشتیاق، بر اساس موازین و قوانین جامعه و در چارچوب اصول بنیادین نظام ، به کاندیداهایی رای داده اند که از سوی یکی از نهادهای نظارتی، یعنی شورای نگهبان قانون اساسی، تائید صلاحیت شده بودند.
به تعبیر روشن تر، مردم با رفتار انتخاباتی خویش افزون بر رای دادن به نامزد مورد علاقه خویش، به نظام جمهوری اسلامی نیز « رای آری » داده و دگر باره اعتماد وعلاقه مندی خود را به آن نشان داده اند. علاوه بر این، در آغاز دهه چهارم انقلاب، ملت ایران با حضور مثال زدنی و حداکثری خود در انتخابات ریاست جمهوری، نمایش بی نظیری از مردم سالاری دینی و مشارکت عمومی در تعیین سرنوشت کشور را در منظر جهانیان به نمایش گذاشت و در مقایسه با انتخابات ریاست جمهوری در کشورهای مدعی دموکراسی که تنها موفق به جلب مشارکت 35 تا 50 درصد از حائزین شرایط رأی را دارند، موفق شد آمار 85 درصدی مشارکت در انتخابات را به نام خود ثبت نماید.
بلافاصله پس از اعلام نتایج انتخابات 22 خرداد، با اعتراض به نتیجه انتخابات، توسط برخی از کاندیداها و احزاب سیاسی شکست خورده در انتخابات، برخی ازشهرهای ایران به ویژه شهرتهران دستخوش وقوع نا آرامی ها و اعتراضات گردید. گستردگی عملیات روانی و حجم فراگیر فعالیت های رسانه ای غرب علیه نظام جمهوری اسلامی، دستگاه ها و نهادهای مسئول و نیروهای امنیتی و انتظامی درگیر حوادث را شاهد بودیم. مجموع این رخدادها موجب شد، تا گروهها ، نهادها ، رسانه ها و کارشناسان مختلف از حوادث و رخ داد های دو ماه پس از برگزاری انتخابات 22 خرداد 88 ، با اسامی مختلفی نظیر بحران، جنبش اجتماعی، انقلاب و یا کودتای مخملی، تهدید نرم، آشوب های شهری، اغتشاشات گسترده، فتنه، نارضایتی عمومی، جنبش سبز، نافرمانی مدنی و... یاد نمایند. برخی تحلیل گران غربی پا را از آن فراتر نهاده و کنش های اعتراض آمیز دو ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم را « بزرگترین چالش داخلی » جمهوری اسلامی در سه دهه گذشته، ارزیابی نموده اند ( فرید زکریا ، 2009 و توماس فریدمن ، 2009 ). این تحلیل گران مدعی شده اند که « اعتراضات گسترده پس از برگزاری انتخابات، مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی را در دنیا و مقبولیت آن را در نزد افکار عمومی داخلی، با چالش جدی رو به رو ساخته است ». صرفنظر از ادعای اینگونه تحلیل گران، این واقعیت را نمی توان نادیده گرفت که اقدامات طرح ریزی شده غرب برای تاثیر گذاری بر انتخابات دهم ریاست جمهوری، کنش های اعتراض آمیز و رفتار برخی از نخبگان سیاسی بعد از انتخابات 22 خرداد، هزینه های سیاسی، اجتماعی و معنوی زیادی را بر جمهوری اسلامی و نهادهای آن تحمیل کرد. که بحمدالله  با مواضع و تدابیرهوشمندانه و مدبرانه مقام معظم رهبری و بصیرت و حضور به لحظه مردم ایران به ویژه در حماسه ماندگار و تاریخی 9 دی 1388 خنثی گردید.
 
در هر صورت، انتخابات دهم ریاست جمهوری و رخدادهای پس از آن نشان داد که انتخابات در ایران می تواند به تعبیر مقام معظم رهبری که تاکنون، پشتوانه بوده توسط دشمنان خارجی و با غفلت نخبگان کشور به چالش امنیتی تبدیل گردد. یادآوری ویژگی ها و شرایط انتخابات دهم ریاست جمهوری می تواند کمک نماید تا با تدبیر و هوشمندی لازم از امنیتی شدن انتخابات مجلس نهم پیشگیری گردد و به رویدادی مهم در نمایش مردم سالاری دینی و تقویت مولفه های قدرت نرم نظام تبدیل گردد. بطور خلاصه ویژگی ها و شرایط انتخابات دهم ریاست جمهوری را می توان در دو مقطع(قبل، حین و بعد از انتخابات) به شرح زیرتوصیف کرد:

الف)قبل از انتخابات
_شور و حال بی سابقه مردم ایران
_بروز پدیده تجمعات و مراسم های خیابانی شبانه طرفداران نامزدها در عین بردباری و تحمل یکدیگر در مراکز استان ها به ویژه در تهران
_بروز تحولات و پدیده های جدید از جمله رنگ و نماد در تبلیغات انتخاباتی
_نمایش ظرفیت و تحمل بالای نظام در بسترسازی برای رقابت انتخابات
_مناظره های زنده بین نامزدهای انتخابات به عنوان یک پدیدۀ بی سابقه در رسانه ملی و ایجاد شور و نشاط انتخاباتی ناشی از آن
_تلاش فراوان برای دوقطبی شدن فضای انتخابات و محدود شدن گزینه ها به دو گزینه اصلی
_افزایش بی سابقه بداخلاقی های انتخاباتی و رفتارهای تند و بی منطق از سوی کاندیداها و طرفداران آن ها
_حضور فعال و مشارکت بی سابقه فرقه ها، احزاب موافق و مخالف در صحنه انتخابات( دعوت بی سابقه همه گروههای مخالف و تحریم کنندگان دوره های قبل، به شرکت مردم در انتخابات)
_تغییر موضع برخی از کاندیداهای انتخاباتی به سمت مواضع اپوزسیون نظام و ایجاد همگرایی در میان آنها
_القای برگزاری رفراندوم نسبت به کلیت نظام، بعضاً شعار تغییر قانون اساسی در سایه انتخابات ریاست جمهوری
_متهم نمودن رسانه ملی به جانبداری از کاندیداهای خاص و تلاش برای بی اعتمادی مردم به رسانه
_راه اندازی کمیته صیانت از آراء توسط ستاد یکی از کاندیداها
_متهم نمودن نیروهای نظامی و بسیج به جانبداری از کاندیداهای خاص
_ایجاد شبهه درباره امانتداری مسئولان و نهادهای قانونی برگزارکننده انتخابات
_ایجاد نگرانی از تقلب در انتخابات توسط برخی از خواص و کاندیداها
_القاء تقلب گسترده در انتخابات آتی توسط برخی رسانه های خارجی
_القاء پیروزی زود هنگام توسط طرفداران یکی از کاندیداها قبل از برگزاری انتخابات
 
ب)حین انتخابات
_حضور ، بی نظیر و نصاب شکن ملت ایران در انتخابات
_نمایش شگفت انگیز اعتماد، وفاداری و مقبولیت نظام توسط مردم ایران
_اعلان پیروزی یک ساعت قبل از اتمام رای گیری توسط ستاد یکی از کاندیداها
_انجام مصاحبه و فضاسازی تبلیغی در روز انتخابات توسط برخی از خواص و کاندیداها در جهت ایجاد نگرانی از تقلب
_اعلان تجمع ساعت 11شب (روز 23خرداد) در جلو وزارت کشور قبل از اعلان نتایج انتخابات 
 
ج)پس از انتخابات
_عدم تمکین نامزدهای شکست خورده به نتایج انتخابات و آراء مردم
_صدور بیانیه های پی در پی و ساختار شکن توسط دو نفر از کاندیداها و احزاب و گروهای سیاسی
_آغاز آشوب ها و حمایت های رسانه های خارجی از اغتشاشات در فرآیند ایجاد انقلاب مخملین
_اعلان مواضع علنی سران غرب در حمایت از حرکت های اعتراضی و آشوب ها به عنوان حرکت مدنی
_هجمه شدید، بمباران تبلیغاتی، افزایش روزافزون شبهات نسبت به صحت انتخابات در سطح جامعه
_لشکرکشی خیابانی به اعتراض به نتایج انتخابات توسط یکی از کاندیداها
_بروز آشوب های خیابانی، قتل و غارت و ایجاد ناامنی و شرایط خاص در تهران
_شکسته شدن حریم ها و حرمت ها
_تجلی پدیده «ایران فقط شمال تهران» در مطالبات آشوبگران
_حضور فعال رسانه های غربی به ویژه بی بی سی، در هدایت آشوب ها و جنگ تبلیغاتی
_فعالیت بی نظیر شبکه های مجازی غربی و ضد انقلاب در فضای سایبر، در تولید و القاء سوژه های مختلف عملیات روانی علیه انقلاب اسلامی
_تلاش برای ایجاد تردید در باورهای مردم به امانتداری، اصالت و ارزش های نظام مقدس جمهوری اسلامی
_تلاش برای ایجاد تردید در باورهای مردم به امانتداری، اصالت و ارزش های نظام مقدس جمهوری اسلامی
_تلاش اغتشاشگران برای تلخ کردن شیرینی حضور 40 میلیونی مردم در پای صندوق های رأی

تحلیل و بررسی رسانه های غربی نشان می دهد، با تدابیر از پیش اندیشیده شده، جنگ نرم  گسترده ای را علیه جمهوری اسلامی در حوادث بعد از انتخابات طراحی و اجراء نموده اند .آن رسانه ها با استفاده از اصول و فنونی نظیر؛ تکرار، القاء و بهره گیری تهییج ، دروغ بزرگ ، شایعه ، نامگذاری، تشابه و تداعی، بزرگ نمایی، تحقیر، تخدیر و غیره می کوشیدند تا به بزرگ نمایی اعتراضات داخل و خارج ایران بپردازند و آن را به عنوان یک جنبش فراگیر اجتماعی، تحت عنوان « جنبش سبز» به منزله حرکت فراگیر مردم ایران علیه نظام معرفی نمایند. ذکر برخی شواهد درستی این ادعا را نمایان می سازد: ( نک، الیاسی و همکاران،1388)
_جستجو گر گوگل بلافاصله پس از انتخابات ، نرم افزار مترجم خود را فعال نمود تا امکان ترجمه پیام های فارسی به زبان های دیگر، و یا از زبان های دیگر به فارسی، را فراهم سازد، اقدامی که قرار بود چند ماه بعد صورت گیرد.
_سایت های توئیتر و فیس بوک امکان بهره گیری فزون تر را برای کاربران ایرانی فراهم ساختند. بگونه ایکه این دو سایت به رسانه ای برای معترضان و اغتشاش گران تبدیل شدند.
_شبکه تلویزیونی بی بی سی از روز انتخابات تا چند روز پس از آن برنامه های خود را از 7 ساعت به 24 ساعت افزایش داد.
_روسای چند کشور اروپایی و آمریکا به صورت مستقیم علیه نظام موضع گیری کردد و شایعه تقلب در انتخابات را به عنوان  واقعیت به شهروندان خود معرفی نمودند.
_بلافاصله پس از پروژه های کشته سازی کسانی همچون، ندا آقا سلطان، تصاویر تولید شده در هزاران سایت و رسانه خارجی انعکاس یافت.
_القاء شبهات و جنگ نرم در رسانه های معاند و معارض نظام بر محورهای مهم ذیل در انتخابات انجام می گرفت:
_تقلب در آراء و تخلفات انتخاباتی
_القای نقش بسیج و نیروهای نظامی و انتظامی در تغییر نتایج انتخابات
_تلاش برای امنیتی کردن فضای داخلی کشور
_زیر سوال بردن بی طرفی صدا و سیما
_القای اعتراض عمومی مردم ایران به نتایج انتخابات
_ترسیم فضای سرکوب و خفقان و نقض حقوق شهروندی
_القای گسترش روز افزون اعتراضات به سراسر کشور
_القای مخالفت مراجع، علما، نخبگان با نتایج انتخابات
_ارائه تصویری مشوش و آشفته از اوضاع داخلی
_ایجاد ابهام در سلامت انتخابات
_برجسته سازی محدودیت رسانه ای در ایران
کشورهای غربی به سردمداری آمریکا بعنوان، یکی از بازیگران صحنه انتخابات کشور از مدت ها قبل بسیار علاقه مند بوده اند تا در عرصه انتخابات نقش موثری داشته باشند. هر چند تلاش های فراوان آنها در دوره های پیشین با عدم اقبال ملت ایران با شکست سنگین مواجه شده، اما آنها دست از تلاش برنداشته و هرچند ناامیدانه و لیکن به فعالیت های خود در این دوره از انتخابات نیز ادامه دادند. در جریان انتخابات، امیدهایی برای غرب ایجاد شد و آنها احساس کردند یک پایگاه مردمی 14 میلیونی در داخل جامعه پیدا کرده اند. در موضوع ایجاد شکاف میان نخبگان و رهبری و خدشه دار کردن وحدت ملی نیز احساس امید کردند. غرب و آمریکایی ها از به کار گرفتن امکانات رسانه ای و استفاده از هنر دیپلماسی عمومی برای تحت فشار قرار دادن ایران هیگونه دریغ نکردند. تلاش فراوانی درایجاد اجماع بین المللی علیه جمهوری اسلامی و کاهش مشروعیت داخلی و خارجی نظام همزمان با انتخابات انجام دادند. بر اساس آنچه گفته شد اهم مواضع و راهبرد های غرب در قبال انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ایران به شرح زیر می باشد:
1.       تشدید فشارهای اقتصادی و سیاسی از طریق صدور قطعنامه های جدید
2.       تلاش برای تاثیر گذاشتن برآرای مردم در انتخابات
3.       برانگیختن جمعیت های خاموش برای تاثیرگذاری بر نتایج انتخابات
4.       حمایت از کاندیدای مرعوب و جلوگیری از تکرار دولت نهم
5.       تشکیک در نتیجه انتخابات و دامن زدن به پروژه تقلب
6.       بحرانی جلوه دادن اوضاع کشور پس از انتخابات
7.       بزرگنمایی اختلافات در حاکمیت در مدیریت انتخابات

6-  اهداف مرجع امنیت در انتخابات
امنیت ملی مفهومی نسبی، چند بعدی، پیچیده و میان رشته ای است زیرا امنیت پیچیدگی مفهومی دارد، مرز مفهومی و کاربردی آن با مفاهیمی همچون صلح، رفاه، عدالت و … روشن نمی‌باشد. برخی امنیت را به دفاع نظامی در مقابل تهدیدات خارجی محدود کرده اند، برخی دیگر با عنایت به تهدیدات نوظهور، ایده امنیت را به همه چالش ها و عوامل بی‌ثبات‌کننده داخلی و خارجی گسترش داده اند.
اهداف مرجع، ساختار و الگوهای امنیتی درکشورها کاملاً متفاوت است. مفهوم امنیت ملی، عمدتاً تحت تأثیر ادبیات نظری امنیت سخت و سرزمین است. امنیت ملی با ارزش ها و منافع ملی، ماهیت تهدید و قدرت در کشورها ارتباط دارد. دولت‌ها در برآورد امنیت دچار اغراق و یا غفلت امنیتی هستند، تهدیدات امنیتی به ویژه تهدیدات نرم را نمی بینند و یا بی جهت هر پدیده داخلی را امنیتی می کنند.
با توجه به این توضیحات می‌توان گفت: تعریف از امنیت ملی به پیش‌فرض‌های تعریف‌کننده، بستگی دارد. و به عبارتی زمان‌مند و مکان‌مند است، درحقیقت مصادیق امنیت را باید از درون گفتمان‌های گوناگون یافت. با وجود این مشکل، وجه غالب در تعاریف بر این است که، امنیت ملی وضعیتی است که یک کشور نسبت به منافع و ارزش‌های حیاتی خودش، تهدیدی احساس نکند. وضعیت امن، وضعیتی است که یک دولت می‌تواند با توجه به منافع و ارزش‌های حیاتی و درکی که از تهدید و عناصر مشکل‌ساز در داخل و خارج از کشور دارد، تعریف کند. منافع و ارزش‌های حیاتی خود را حفظ و توسعه دهد. تهدیدات و چالش های امنیتی سخت افزارانه و نرم افزارانه می باشد.(نک، نائینی، 1387) مطالعات امنیت ملی در قالب دو گفتمان منفی و مثبت معرفی شده است. (افتخاری، 1384، ص 8-18)
در گفتمان سلبی؛ امنیت با نبود عامل دیگری که از آن به تهدید یاد می‌شود، تعریف می‌شود. این گفتمان پیشینه تاریخی طولانی دارد. شاخصه بارز آن، تأکید بر بعد نظامی و تهدید خارجی در تحلیل ها و برآوردهای امنیتی است. در این دیدگاه، برای افزایش امنیت و مقابله با تهدید؛ افزایش توان نظامی توصیه می‌شود. در نقد گفتمان سلبی امنیت ملی و با طرح این ادعا که بعد نظامی، توان تحلیل همه‌جانبه مسائل امنیتی را ندارد تحول تازه‌ای در مطالعات امنیتی به وجود آورد، که باور اصلی آنها، تأکید برمؤلفه‌ها و ابعاد امنیت است، به عبارتی امنیت را پدیده‌ای متأثر از پدیده‌های مختلف مادی – ذهنی معرفی می کنند. صاحبنظران امنیتی معتقدند؛ به تبع تحولاتی که در مفهوم قدرت و ابعاد آن به وجود می‌آید مفهوم امنیت هم متحول می‌شود. به همین جهت گفتمان امنیت سلبی در رویارویی با چالش‌های نظری پایان قرن بیستم میلادی و شرایط متحول جهانی قرن بیست و یکم میلادی دچار کاستی و سردرگمی بود. (افتخاری، ص 138) رابرت ماندل از پژوهشگران برجسته در این حوزه مطالعاتی می‌گوید:
«مشکل اصلی در دامنه امنیت ملی است که در این زمینه هر دو طرف بحث در گفتمان امنیت ملی، مواضع افراطی دارند، عده‌‌ای با چارچوب‌های فکری سنتی می‌گویند، امنیت باید به دفاع نظامی در مقابل تهدیدات خارجی محدود باشد، در حالی که عده دیگر با عنایت به تهدیدات مشترک و در حال گسترش جهانی، می‌خواهند ایده امنیت را گسترش دهند که شامل همه گرایش‌های نامطلوب و بی‌ثبات‌کننده داخلی و خارجی برای یک ملت شود.» (رابرت ماندل، 1379، ص 27)
در گفتمان جدید امنیت ملی، سعی بر آن است تا با پرهیز از سلبی‌نگری صرف به بعد ایجابی امنیت نیز توجه شود. و بدین ترتیب تصویر جامع‌تری از امنیت ارائه شود در این گفتمان امنیت به نبود تهدید تعریف نمی‌شود بلکه افزون بر نبود تهدید، وجود شرایط مطلوب برای تحقق اهداف و خواسته‌های ملی نیز مدنظر می‌باشد. این رویکرد برای امنیت، ماهیت تأسیس قائل است و بر این باور است که امنیت تنها در وضعیتی وجود دارد که آن جامعه در سطح قابل قبولی از اطمینان برای تحصیل و پاسداری از منافع ملی‌اش دست یافته باشد. امنیت ملی در این گفتمان عبارت است از: «توانایی و شرایط عینی که در بستر آن می‌توان به منافع ملی دست یافت.» (رابرت ماندل، 1379، ص 16). در این دیدگاه امنیت ملی، حتی نسبت به منافع ملی از اولویت برخوردار است، چرا که تحقق و عدم تحقق منافع ملی در گرو بود یا نبود امنیت است، بر اساس این دیدگاه، جامعه‌ای که در عین نبودن تهدید خارجی یا داخلی، توان لازم برای دستیابی به منافع ملی‌اش را نداشته باشد در وضعیت امن نبوده و ناامن ارزیابی می‌شود. با توجه به آنچه گفته شد، این تعریف را می توان از امنیت ملی ارائه نمود. در این تعریف ابعاد مادی و معنوی، سلبی و ایجابی و سطوح مختلف امنیت و تهدید مورد توجه قرارگرفته است. «امنیت ملی، شرایطی است که یک ملت و نظام سیاسی می تواند، در چارچوب آن اهداف و ارزش‌های پایه ای( مادی و معنوی) خویش را در محیط ملی و فراملی گسترش و توسعه دهد و آنها را در برابر تهدیدات داخلی و خارجی، بالقوه و بالفعل، نرم افزارانه و سخت افزارانه حفاظت نماید.»
بین ماهیت تهدید امنیتی نرم و تهدید امنیتی سخت، تمایزات آشکاری وجود دارد. در حال حاضر تعریف روشنی از امنیت نرم ارائه نشده و کشورهای مختلف بر اساس شرایط خود به تعریف این واژه می پردازند و حتی می توان گفت که از نظر برخی دولت ها، امنیت نرم اصلاً امنیت تلقی نمی شود. امنیت نرم مهم‌ترین و نامحسوس‌ترین بعد امنیت ملی است و تهدیدات نرم هر کشور از پیچیده‌ترین اشکال تهدید علیه امنیت ملی آن کشور است. تأکید بر عناصر و ارزش های سیاسی و فرهنگی به عنوان بنیاد امنیت ملی کشورها، با رویکردهای نظری جدید از امنیت ملی و گفتمان ایجابی تناسب دارد. با این رویکرد می‌توان امنیت نرم را شرایطی دانست که طی آن یک ملت بتواند ضمن حفظ ارزش های فرهنگی و سیاسی پایه ای خویش، الگوهای رفتاری نظام سیاسی را در محیط داخلی وخارجی نهادینه و گسترش دهد. تهدید نرم در این چارچوب به معنای تهدید تضعیف و تغییر ارزش های فرهنگی و سیاسی پایه ای و الگوهای رفتاری نظام سیاسی در عرصه های مختلف است. براین اساس و با توجه به تعریفی که از امنیت نرم ارائه شد، اگر یک نظام سیاسی قادر نباشد گفتمان مسلط فرهنگی تولید نماید و به شکل‌ موثر ارزش های فرهنگی را در جامعه ترویج نماید، خود زمینه را برای رسوخ سایر فرهنگ ها فراهم می‌آورد و امنیت ملی، ثبات سیاسی و بقاء نظام سیاسی خود را به مخاطره خواهد انداخت. 
 
اهداف مرجع امنیت، اهدافی هستند که از لحاظ وجودی در معرض تهدید باشند و ادعای مشروع ادامه بقا را در چارچوب امنیت ملی با خود به همراه داشته باشند. بر این اساس، شناسایی اهداف مرجع در بحث امنیت نرم اهمیت خواهد داشت. صاحب نظران در این خصوص اهداف مختلفی را مطرح کرده اند که برخی از مهم ترین اهداف مرجع در چارچوب امنیت نرم عبارتند از:
 
الف ) ایدئولوژی دولت:
ایدئولوژی یا ایده دولت، در واقع اصول و عقاید اساسی و منطق راهنمایی عمل یک دولت است. یک ایدئولوژی زمانی می تواند به عنوان ایده دولت انتخاب شود که قدرت سازمان دهنده داشته باشد. ایده دولت می تواند مبتنی بر ملیت، مبتنی بر یک مکتب فکری یا دینی یا مبتنی بر آرمانها یا اهداف ملی باشد. ایده مبتنی بر ملیت، همان ملی گرایی یا ناسیونالیسم است. ایده، مبتنی بر یک مکتب فکری یا دینی مانند لیبرال دموکراسی برای آمریکا، صهیونیسم برای رژیم اشغالگر قدس و اسلام برای جمهوی اسلامی ایران و نیز مبتنی بر اهداف ملی مانند ایده برتری نژاد برای آفریقای جنوبی آپارتاید است.( باری بوزان، ص 106- 105)
ایده دولت به عنوان موضوع یا هدف مرجع اساسی امنیت ملی، وقتی به یک مسئله امنیتی تبدیل می شود که در درجه اول به طور ضعیف در جامعه جا گرفته باشد؛ یعنی نتواند معدل مناسبی از عقاید و نگرشهای آحاد جامعه باشد. به بیان دیگر؛ به شکل گسترده ای بازتاب دهنده گرایش آحاد مردم و نهادهای جامعه نباشد. از سوی دیگر، وقتی در برابر ایده دولت، ایدئولوژی یا ایدئولوژی های مخالف شکل گرفته باشد و ایده دولت را به چالش فراخواند یا اینکه ایده دولت نتواند با مقتضیات و شرایط زمانی، جغرافیایی، فرهنگی خود انطباق دهد؛ یعنی کارایی لازم را نداشته باشد و در نهایت اینکه ایده یک دولت از سوی ایده دولتهای دیگر به علت تضادها یا اختلاف ها به چالش کشیده شده باشد، مجموعه اینها عواملی است که ایده دولت را به مسئله امنیت ملی تبدیل می کند. ( قیومی، فصلنامه علوم سیاسی، ش1، تابستان 77)

/ 2 نظر / 31 بازدید
لاري باانصاف

نتيجه ميگيريم هر كس غيرلاري راي بياردخوب است ومثمرثمرخواهد بود

لاري باانصاف

نتيجه ميگيريم هر كس غيرلاري راي بياردخوب است ومثمرثمرخواهد بود